دکترين مهدويت؛ تئوري‌اي در فلسفه تاريخ، فلسفه سياسي يا اعتقادي کلامي؟

فرستادن به ایمیل چاپ

منحصر كردن نهضت مهدويت به يک تئوري و فلسفه تاريخ يا فلسفه سياسي، چيزي جز کوچک‌نمايي اين نهضت اصلاحي جهان‌شمول جامعه بشري نيست.  تئوري يا نظريه در بهترين صورت خود، بيان بررسي اثبات شده يا سازه‌‌هاي تصوري و فرضيه‌‌هاي ثابت شده درباره ماهيت واقعي اشياء و رابطه علت و معلولي بين پديده‌هاست و در واقع روابط علّي بين پديده‌ها و متغيرها را به طور شفاف تبيين مي‌كند و مي‌كوشد قدرت پيش‌بيني و آينده‌نگري داشته باشد. بديهي است كه نظريه در صورت اثبات مکرر، به قانون علمي مي‌انجامد که در واقع از اصول کلي درباره رابطه حتمي، قطعي و هميشگي بين متغيرها حكايت مي‌كند و از مشاهده حقايق يا فرآيندهاي منطقي به دست مي‌آيد؛ در حالي که انديشه مهدويت، چه در حيطه نظري و چه در عرصه عملي، چيزي بسيار فراتر از يک يا چند نظريه تعميم نيافته محدودنگر و حتي فراتر از يک قانون علمي است و هم‌چنين بسياري از حقايق، واقعيت‌‌ها و کشف بسياري از مجهولات عالم بشري و سپهر آفرينش را در بردارد. البته با توجه به اين‌که مباحث امامت در عرصه علم کلام مطرح مي‌شوند، انديشه مهدويت را ـ آن هم نه از باب حصر ـ در زمره اعتقادات کلامي مي‌توان برشمرد؛ هر چند بسياري از حوزه‌‌هاي علوم اسلامي نيز بدان اشارت دارند.


صفحه ی کنونی: دکترین مهدوی دکترین مهدویت دکترين مهدويت؛ تئوري‌اي در فلسفه تاريخ، فلسفه سياسي يا اعتقادي کلامي؟