پيشينة آينده‌ پژوهي

فرستادن به ایمیل چاپ

آينده‌پژوهي، پيش‌بيني آينده و اساساً قدم نهادن در فراسوي زمان‌ و موقعيت‌ها، همواره از اميال و آرزوهاي ديرينه بشر بوده است. قدرت نامحدود ذهن و تخيل انسان‌ها، هميشه يگانه ابزار نيرومند براي قدم نهادن در آينده بوده و هست. اين قوة تخيل و جريان پوياي ذهن، موجب فرا روي از زمان حال و قدم گذاشتن در آينده‌اي است كه گاهي شگفت‌انگيز و غيرقابل باور مي‌نمايد.

 

تفكّر دربارة آينده و حوادث آن، سابقه‌اي به ديرينگي تاريخ خود آگاهي بشر دارد؛ همان‌گونه كه مردم همة دوران‌ها، همواره مشتاق كشف و علم به آينده خويش بوده‌اند؛ فعاليت معابد يونان باستان (مثل معبد مشهور دلفي) و رواج و رونق حرفة طالع‌بيني، ستاره‌شناسي، تعبير خواب و … ميان همة ملل و اقوام شاهد اين واقعيت است.

در سال 1519 توماس مور، كتابي با نام يتوپيا (آرمان‌شهر)، منتشر ساخت. اين كتاب نخستين نوشتاري است كه به شيوه موشكافانه، به آينده مي‌پردازد. بعد‌ها نوسترآداموس، با نگارش چندين كتاب ـ از جمله كتاب سده‌ها ـ در سال 1555 از سرشناس‌ترين پيشگويان شد. ادوارد بلامي در كتاب خود در سال 1888 چشم‌انداز جامع‌نگر از آينده بلند مدت را توصيف مي‌كند … .
نخستين فعاليت آينده‌پژوهي در قالب يك تحليل علمي، حدود سال‌هاي 1920- 1933 توسط يك گروه تحقيقاتي به سرپرستي وليام اف اگبرن و در زمينه جامعه‌شناسي انجام شد. در سال 1945 نياز به پيش‌بيني تكنولوژي برجسته‌تر شد و به همين منظور، مؤسسه «رند» (Rand) گروهي را مأمور كرد تا تكنولوژي‌هاي نوظهور در يكصد سال آينده را پيش‌بيني كنند و زمينه برتري آمريكا در رقابت با شوروي را فراهم سازند. .
اين علاقة ذاتي و ميل طبيعي به شناخت آينده در دوران كهن، به تدريج جاي خودش را به ضرورت شناخت آينده در دوران معاصر داد؛ زيرا لازمة زندگي در دنياي پر سر و صدا و سيار امروزي ـ كه شامل پيدايش توانمندي‌هاي فني و حاوي تغييراتي غافلگير كننده و بي‌ارتباط با زمينة قبلي است ـ همان مطالعه آينده به مثابة يك علم مدرن و امکان شناخت فرصت‌ها و تهديدهاي پيش رو است.
اين زمان، دهة پيدايش سازمان‌هاي آينده‌پژوهي در گوشه و كنار جهان بود. در اين سال‌ها هم‌زمان با پيدايش اين سازمان‌ها، كتاب‌هاي مقدماتي خوبي در اين موضوع پديد آمد؛ همچون كتاب مدخلي بر هنر و علم شناخت و شكل‌دهي به جهان فردا كه كتابي كلاسيك و هنوز هم مورد توجّه است.
سال 1967 شاهد اولين كنفرانس جهاني «آينده‌پژوهي» بود كه در اسلو برگزار شد. اين اجلاس و شركت‌كنندگان آن، به عنوان منبعي براي تدوين كتاب بشريت در سال 2000 مورد استفاده قرار گرفت. اين كتاب توسط دو تن از اعضاي اصلي اجلاس، يعني، روبرت يونگ (مؤسس آينده‌پژوهي وين) و جان گالتون (رئيس فدراسيون جهاني آينده‌پژوهي) نوشته شد. پس از اين سال‌ها، در دهة 90 افرادي همچون ريك اسلاتر (بنيان‌گذار مركز آينده‌پژوهي استراليا) و رولف كربيج (نويسنده كتاب آينده‌پژوهي و سياست)، نقش عمده‌اي در مطالعات آينده‌پژوهي ايفا كردند.
در همين سال‌ها يكي از نويسندگان جهان سوّمي به نام ضياء‌الدين سردار، نظرات و انتقادهاي مبسوطي را نسبت به گسترش آينده‌پژوهي در مقاله‌اي به نام «استعمار آينده» ارائه کرد. در پايان اين سال‌ها و آغاز قرن بيست و يكم، بايد از نويسندگاني چون يونجي‌ ماسورا (استاد ژاپني علوم اطلاعات) و پاول كندي (استاد تاريخ و نويسندة كتاب آمادگي براي قرن 21) نام برد.
آينده‌نگاري از اوايل دهه 1990 م. با استقبال بي‌نظيري از جانب برنامه‌ريزي علم و تکنولوژي کشورهاي مختلف رو به رو شد؛ به گونه‌اي که در طي اين دهه، تقريباً اکثر قريب به اتفاق کشورهاي پيشرفته و يا در حال توسعه، برنامه‌هايي را در اين خصوص تدوين و اجرا نمودند. حتي سازمان‌هاي بين‌المللي نظير سازمان توسعه صنعتي ملل متحد و اتحاديه اروپا نيز مراکز و مؤسساتي را جهت پرداختن به مقوله «آينده‌پژوهي» تأسيس کرده‌اند.
در دهة 60 آينده‌پژوهي به عنوان يكي از رشته‌هاي جديد علوم،‌ پايه‌ريزي گرديد و نخستين دورة آموزش «آينده‌پژوهي» در سال 1963 توسط جيم دي تور در ويرجينيا برگزار شد و … به اين ترتيب «آينده‌پژوهي» جزء فعاليت‌هاي رسمي آموزشي ـ پژوهشي قرار گرفت. به نظر نگارنده اين سطح از آينده‌پژوهي، بيشتر از آنکه جنبه نظري و تئوريک داشته باشد، پرداختن به امور جزئي آينده (اقتصاد، سياست، صنعت…) است؛ در حالي که آينده‌پژوهي علمي، زيربناي تفکرات و انديشه‌هاي انسان درباره آينده است. به همين جهت بايسته است كه آن را در سطوح مختلف مورد بررسي و ارزيابي قرار دهيم.

 


صفحه ی کنونی: آینده پژوهی پيشينة آينده‌ پژوهي