دوباره بوی هیزم بوی آتش

فرستادن به ایمیل چاپ

دوباره بوی هیزم بوی آتش
مشامم پر ز بوی فاطمیه
غلاف و میخ و خون و تازیانه

خروشد از سبوی فاطمیه
سؤالی بی جواب از کوچه دارم
چرا نیلی است روی فاطمیه
میان کوچه ها بی آبرو شد
تمام آبروی فاطمیه
تمام شعله های خشم تاریخ
هجوم آورده سوی فاطمیه
غم تنهایی مولی نشسته
چو بغضی در گلوی فاطمیه

 


صفحه ی کنونی: دل نوشته و شعر دل نوشته و شعر دوباره بوی هیزم بوی آتش