آشنایی دوره‌هاي شرق شناسي

فرستادن به ایمیل چاپ

پاره‌اي از انديشمندان معتقدند، شروع شرق‌شناسي در غرب مسيحي از زمان تصميم شوراي كليساي وين در سال 1312 آغاز شده است. ادوارد سعيد در اين‌باره مي‌گويد:
«شروع شرق‌شناسي را در غرب مسيحي از زمان تصميم شوراي كليساي وين در سال 1312 مبني بر ايجاد يك رشته كرسي‌هاي زبان عربي، يوناني، عبراني و سرياني در دانشكده‌هاي پاريس، آكسفورد، بلونيا، آوينيون و سالامانكا مي‌دانند. با اين حال در هرگونه بررسي و مطالعه شرق‌شناسي نه تنها شرق شناسان حرفه‌اي و آثار مربوط به ايشان، بلكه مفهوم ساده يك رشته مطالعاتي كه پيرامون جوانب جغرافيايي، فرهنگي، زبان‌شناسي و نژادي يك واحد خاص به نام شرق كار مي‌كند، بايد ملحوظ نظر باشند»
در واقع نخستين شرق‌شناسان و اولين زمينه‌هاي پژوهش پيرامون اين موضوع در قرون متاخر توسط كشيشان و راهبان مسيحي و يهودي آغاز شد. آنان نخستين كساني بودند كه برخوردار از انگيزهاي قوي ديني بودند و با اين زمينه‌هاي علمي مي‌خواستند، به شناخت بيشتر فرهنگ اسلامي و شرقي دست يابند. محمد دسوقي در اين باره مي‌گويد:
«روح تعصب مسيحي ـ يهودي و انديشه‌هاي كليسايي و نگاه به اسلام با يكديگر ناسازگار است و اين همان چيزي است كه انديشه شرق‌شناسي در طول تاريخ بلندش از آغار تا كنون همواره آن را در خود داشته است.»
دوره‌هاي شرق‌شناسي به طور كلي به چهار بخش تقسيم مي‌شود كه عبارتند از:
1. دوره نخست پس از گشودن اندلس به دست مسلمانان و شكوفائي حيات علمي در آن ديار و فتح جزاير درياي مديترانه و جنوب ايتاليا آغاز شد. اين دوره از تاريخ شرق‌شناسي با پايان رسيدن جنگ‌هاي صليبي پايان يافت.
2. دوره دوم شرق‌شناسي پس از جنگ‌هاي صليبي آغاز شد و تقريبا تا نيمه سده هجدهم ميلادي ادامه يافت.
3. دوره سوم شرق‌شناسي تقريبا در نيمه سده هجدهم ميلادي آغاز شد و تا پايان جنگ جهاني دوم ادامه داشت.
4. دوره چهارم شرق‌شناسي پس از جنگ جهاني دوم آغاز شد و تا كنون ادامه دارد .
شرق‌شناسي در دوره نخست از ادوار چهارگانه شرق‌شناسي كه متعلق به قرن دوم و پس از فتح اندلس به دست مسلمانان است بيشتر به مطالعه كشورهاي اسلامي اطلاق مي‌گردد، در حالي كه شرق‌شناسي در دوره سوم و چهارم كه به دوره پس از قرن هجدهم و پس از جنگ جهاني دوم گفته مي‌شود، علاوه بر كاربرد آن در كشورهاي اسلامي براي كشورهاي ديگر آسيايي هم قابل استعمال است، يعني اساس تقسيم و كاربرد لفظ شرق در دوره اول بر اساس مذهب و اسلام است اما در دوره سوم و چهارم بر اساس سرزمين و جغرافيا مي‌باشد.
پاره‌اي از محققين و مترجمين در حوزه شرق‌شناسي، به جهت اينكه آغاز شرق‌شناسي توسط پژوهشگران مسيحي و روحانيان مسيحي، يهودي و توسط جاسوسان سفارت‌خانه‌ها، تحقق يافته است كه آنان در آغاز شرق‌شناسي به ويژه پس از جنگ‌هاي صليبي، با انگيزه‌هاي استعماري، سياسي و گاه تبليغي (ميسيونري) به شناخت تمدن شرق مي‌پرداختند، از اينرو كاربرد اصطلاح شرق‌شناسي را همراه با جنبه استعماري و اغراض سياسي مي‌دانند و معتقدند شرق‌شناسي توسط دولت‌هاي بزرگ استعماري آغاز شده است، به همين جهت لغت مذكور را داراي بار منفي و سياسي مي‌دانند. يكي از مترجمين آثار شرق‌شناسان در اين باره مي‌گويد:
«من شرق‌شناسي را به عنوان تبادلي پويا بين مولفين مختلف و مجموعه عظيم ملاحظات سياسي كه توسط سه امپراطوري بزرگ انگلستان، فرانسه و امريكا شكل گرفته و در قلمرو فكر و تخيل آن نوشته‌هاي مربوط به اين رشته به وجود آمده است، مطالعه مي‌كنم»
همچنين بايد اضافه كنيم كه اگر بخواهيم كلمه شرق‌شناسي را با فضاي تبشيري وسياسي دوره دوم وسوم از ادوار چهار گانه شرق‌شناسي كه متعلق به شرق‌شناسان مسيحي و يهودي و يا وابستگان سياسي بود، مورد توجه قرار دهيم، بايد گفت در اين صورت، كلمه شرق‌شناسي همچون كلمه كمونيسم در دهه پنجاه و كلمه ليبراليسم در دهه هفتاد در ادبيات سياسي ايران و يا كلمه بنيادگرايي،  در ادبيات سياسي امروز غرب كه با معنايي منفي همراه است، قابل مقايسه است. يعني همانطور كه كلمه كمونيسم و ليبراليسم در ادبيات سياسي ايران براي سركوب و منفي جلوه دادن فعالان سياسي در ايران بكار مي‌رفت و يا بنياد‌گرا در فرهنگ سرمايه داري غرب براي منفور جلوه دادن فعالان سنت‌گراي مسلمان بكار مي‌رود، مي‌توان گفت شرق‌شناسي هم براي شرقيان همراه با مفهوم ضمني استعمار، سودجويي و چپاول همراه بوده و از منزلت خوبي برخوردار نبوده است. بنا به شرايط حاكم در اين دوره است كه پاره‌اي از انديشمندان معتقدند، شرق‌شناسي بخشي از سياست استعماري جوامع غربي است. ويليام مونتگمري وات، از شرق شناسان برجسته در اين باره مي‌گويد:
رابطه پيچيده‌اي ميان خاورشناسان در مفهوم وسيع آن و استعمارگران وزارت خارجه موجود بوده. اكثر خاورشناسان در قسمت اعظم سده نوزدهم به مطالعه زبان‌هاي شرقي و ادوار علمي مذاهب بزرگ شرق دلبستگي نشان دادند. مقدار كمي از اين مطالعات مورد علاقه استعمارگران قرار گرفت.... استعمارگران پي بردند، برخي از اين اطلاعات مي‌تواند به آنان كمك كند تا اقوام تابع خود را بهتر بشناسند. به تدريج مقامات امور خارجه پژوهشگراني را استخدام كردند تا در زمينه مسائل خاص مورد علاقه آن وزارتخانه پژوهش كنند... 
مورخ هنر، گرابار معتقد است که حتی بعضی از باستان شناسان که در سرزمین ها و تمدن ها شرقی به فعالیت‌های کاوشگرانه می‌پرداختند، به خدمت سازمانهای جاسوسی در می‌آمدند، زیرا اطلاعاتشان در باره کشورهای مورد کاوش از افراد بومی هم بیشتر بوده است. وی می‌گوید حتی در دهه‌های 30 و 40 قرن بیستم که بنا به تقسیم ادوارد سعید جزء دوره چهارم شرق شناسی است، بسیاری از دیپلمات‌های امریکایی در جهان اسلام با عنوان باستان شناس به فعالیت‌های سیاسی و جاسوسی می‌پرداختند و آن را دستاویزی جهت فعالیت‌های سیاسی خود نموده بودند:
....بعضی از باستان شناسان به خدمت سازمانهای جاسوسی در می‌آیند، چون اطلاعاتشان از کشورهای مورد کاوش عموماٌ بیش از ساکنان آنجاست.... در همین دوران [دهه 1930 و 1940] بود که گویی بسیاری از دیپلماتهای امریکایی در جهان اسلام بیش از امور سیاسی به باستان شناسی علاقه داشتند. مثلاٌ در دهه 1950... سفیر امریکا با حفظ سمت، نماینده انجمن باستان شناسی فلسطین در بیت المقدس تبدیل شد.
اما اگر لفظ شرق‌شناسي را به مفهومي كه در دوره چهارم از ادوار چهارگانه شرق‌شناسي متداول بوده، بكار ببريم كه براي دوره پس از جنگ جهاني دوم و در برابر كلمه غرب شناسي استفاده مي‌گردد، در اين صورت استعمال كلمه شرق‌شناسي از شان آكادميك و پژوهشي بيشتري برخوردار خواهد بود. در اين دوره با تعداد بيشتري از شرق‌شناسان مواجه مي‌شويم كه كمتر به دنبال اهداف استعماري و سفارشات دولت‌هاي متبوع خويش هستند، بلكه حداقل مي‌توان گفت، در كنار حمايت‌هاي مالي كشورشان، تا حدي دغدهه‌هاي پژوهشي و تحقيقي هم دارند. در اين دوره مفهوم شرق شناسي همچون مفهوم غرب شناسي، به علم يا پژوهشي گفته مي‌شود كه در صدد است با روش علمي ـ تحقيقي به جستجو و بررسي فرهنگ، علوم، تمدن و ديگر شاخه‌هاي فرهنگ شرق بپردازد كه در اين عرصه هم به جنبه جغرافيايي شرق توجه مي‌شود و هم به مذهب، زبان، تاريخ و ديگر عناصر فرهنگي اعتنا مي‌گردد.
بنابراين با توجه به كاربرد اصطلاح شرق‌شناسي در اين دوره، مي‌توان گفت لزوماً اينطور نيست كه همه شرق‌شناسان از اغراض سياسي و ديني برخوردار باشند، بلكه گاه پاره‌اي از آنها همچون ماسينيون، هانري كربن، تيتوس بوركهارت، آرتور پوپ، اچ. اي. آر. گيب، آنه‌ ماري شيمل و ديگران تحت تاثير فرهنگ شرق قرار گرفته و با آن هم زباني و همدلي پيدا نمودند. مونتگمري وات در اين باره مي‌گويد:
تا جنگ جهاني دوم اكثر خاورشناسان دانشگاهي گرچه رفته رفته به شرق معاصر علاقه‌مند شدند، اما همچنان از سياست دوري گزيدند... خاورشناسان دانشگاهي در اين تغيير موضع درجاتي از استقلال را حفظ كردند، مگر وقتي كه مجبور مي‌شدند براي پشتيباني مالي تلاش كنند و محتملاً وقتي كمك مالي تأمين مي‌شد كه طرح آنان با علايق تجاري و حكومتي منطبق مي‌گرديد.
بنابر استعمال كلمه «شرق‌شناسي» در اين دوره، انگيزه‌ها و دغدغه‌هاي علمي و پژوهشي، بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد و بخش زيادي از شرق‌شناسان در عصر جديد، داخل اين قلمرو مي‌گردند و هر چند ممكن است اشتباهات و سخنان ناروائي هم داشته باشند، اما اين امر نه به جهت اهداف تبشيري و سياسي، بلكه احتمالاً به جهت عدم وفاداري به روش‌شناسي علوم، روش تحقيق و اشتباه علمي بوده است. گرابار معتقد است، شرق شناسان به دو دلیل اصلی به شناخت تمدن‌های شرقی یا شرق شناسی پرداختند، نخست برای درک فرهنگ‌های دیگر، زیرا این را مناسب می‌داند که شناخت و درک دیگر تمدنها و فرهنگ‌ها با استفاده از اصطلاحات خودشان صورت پذیرد و این امر خوشایند انسان است و دوم اینکه مناسب است تا فرهنگ‌های دیگران برای مردم خود تشریح گردد و مستشرقان با این عمل می‌خواستند فرهنگ دیگر تمدن‌ها را به مردم سرزمین‌های خود بشناسانند.
گرابار در یک تعریف همه جانبه از معنای شرق شناسی، آن را فراتر از اختلافات ملی، زبانی، نژادی، مذهبی و تاریخی و مبتنی بر فرهنگ و تمدن می‌داند:
عالم شرق شناسان فراتر از ملتهاست؛ شرق شناسی ملیت محور نیست و به فرهنگ‌ها نظر دارد، نه ملتها. تعاریف شرق شناسان از فرهنگ‌ها بسیار روشنگر است و منجر به مباحث بسیار جالبی می شود؛ زیرا این تعاریف گاه زبانی است، همچون عرب زبان و ترک زبان، گاه قومی است، مثل کرد و بربر، گاه دینی یا مذهبی است، مانند سنی و شیعه، گاهی هم تاریخی است، همچون عباسیان، ایوبیان، ممالیک، گاه نیز جغرافیایی است، مثل مصر، آسیای مرکزی، مغرب. اینها مقولات طبقه بندی مختار شرق شناسان است، ولی آنان عموماٌ تقسیمات ملی را در این رده بندی ملحوظ نکردند، زیرا این تقسیمات ابداعات امروزی است و لزوماٌ از حقایق تاریخی خبر نمی‌دهد.
بديهي است در دوره چهارم امكان دارد كه اهداف و اغراض سياسي و مذهبي نيز وجود داشته باشد، اما با توجه به تغييراتي كه در عصر جديد، در حوزه دين و سياست و روش‌هاي علمي و پژوهشي صورت گرفته، وجود اغراض سياسي و مذهبي نسبت به دوره دوم، كه جنگ‌هاي صليبي در آن موجب مناقشات و نزاع‌هاي ايدئولوژيك و ديني بوده، كمتر ديده مي‌شود، به طوري كه در دوره چهارم علاوه بر جغرافيا به شاخصه‌هايي همچون تمدن، دين و تاريخ فرهنگ نيز توجهي مضاعف مي‌شود و به جهت غلبه يافتن روحيه ايدئولوژي‌گريزي بر جنبه‌هاي ايدئولوژي‌گرايي و مدافعه‌جويانه قرون گذشته و ترويج شيوه‌هاي پژوهشي و تحقيق، تعداد بيشتري از دين‌پژوهان غربي را مي‌توان مثال زد كه با همدلي، هم‌زباني و دغدغه كشف حقيقت پا به سرزمين‌هاي شرق گذارده‌اند. به طوري كه آرتور پوپ كه از جمله پژوهشگران غربي در حوزه هنر اسلامي ـ ايراني است، خود را متعلق به فرهنگ ايران مي‌داند و علاوه بر آثار ارزنده‌اي كه در اين حوزه از خود به يادگار گذارده است، وصيت مي‌كند كه او را پس از مرگ در ايران (اصفهان) دفن كنند و يا فردي همچون هانري كربن خود را شيعه معنوي مي‌خواند و چنان علاقه و همتي از خود در زمينه شناخت عرفان شيعي و حكمت معنوي نشان مي‌دهد، كه كمتر مي‌توان در ميان همگنان مسلمان او ديد، طوري كه با جديت فراوان سال‌هاي زيادي را شبانه روزي به تحقيق و مطالعه در باره بزرگان عرفان و فلسفه اسلامي پرداخت و آثار ارزنده و جاويداني را در فرهنگ اسلامي و مقالاتي در خصوص مهدويت به جاي نهاد. يا افرادي همچون آنه ماري شيمل، رنه‌گنون، كوماراسوآمي و تيتوس بوركهارت كه خود غربي و شرق‌شناس بودند، آنگاه كه درباره تمدن اسلامي سخن گفته‌اند، بر خلاف پاره‌اي از اسلام‌شناسان غربي كه مسيحي يا يهودي متصلب و غرض‌ورز بودند، با دلدادگي تمام به تمدن شرقي يا فرهنگ اسلامي نگريسته و گاه در اين مسير نيز ـ همچون تيتوس بوركهارت و رنه گنون ـ مسلمان مي‌گردند، به طوري كه اگر سخنان نادرستي از اين انديشمندان غربي ديده مي‌شود، نبايد آن را از سر غرض‌ورزي و اهداف سياسي دانست، بلكه آن به جهت هويت خطا‌پذير بشر است كه در اين امر ميان انديشمند شرقي و غربي يا مسلمان و غير مسلمان فرقي نيست و هر انساني در معرض آن قرار دارد. بنا بر اين شايان ذكر است كه در دوره چهارم به ويژه در قرن بيستم، با تعداد بيشتري از دين پژوهان غربي و اسلام‌شناسان شرق‌شناس مواجه هستيم كه از سر كشف حقيقت و جستن گمشده خويش به سوي شرق و كشورهاي اسلامي قدم بر‌داشته و در اين مسير تكاپو نموده‌اند، به طوري كه تفاوت فاحشي را مي‌توان ميان آثار اسلام‌شناسان قرن بيستم با قرون پيشين يافت. به همين جهت ادوارد سعيد درباره دوره چهارم مي‌گويد:
انتخاب واژه شرق جنبه قانوني داشت، زيرا توسط افرادي نظير شوستر (chauser) ماندول (mandeville)، شكسپير، جان درايدن (john dryde)، الكساندر پوپ (pope) و بايرون (Byran) مورد استفاده قرار گرفته بود. واژه مزبور مشخص كننده، آسيا و يا شرق از جهات جغرافيايي، اخلاقي و فرهنگي بود.
حتی الگ گرابار از جمله مورخان تاریخ هنر ، معتقد است اینکه کلمه مستشرق به ویژه در مطبوعات معنای مذموم و زشت یافته است، به جهت چاپ کتاب ادوارد سعید با عنوان شرق شناسی است. وی می‌گوید که ادوارد سعید در آن کتاب القاء می‌کند، کسانی که در غرب درصدد شناخت فرهنگ و تمدن اسلامی هستند، تصویری منفی از اسلام و مسلمانان ارائه می‌دهند و اینکه هدف از شرق شناسی به منظور سلطه سیاسی و فرهنگی بر جوامع شرقی صورت پذیرفته است. اما گرابار خود معتقد است که شرق شناسان افرادی بودند که با سالها کوشش خستگی ناپذیر و تلاش پیوسته به آموختن زبان و فرهنگ اقوام دیگر همت گماردند و آن را جهت تعلیم و شناخت دیگران انجام می‌دادند.

 

 

Families in Europe who are facing variant health problem, these families can buy medicaments from the Web without prescription. There are different situation when folk need purchase remedies from online drugstore. What drugs exist? For example Temovate cream is a topical corticosteroid. This remedy works by depressing the release of various chemicals that cause redness. Undoubtedly, you have to check with your soundness care provider to see whether one of these medicines is a right choice for you. Cialis is a cure used to treat variant illnesses. What do you already know about order cialis online? What is the most momentous information you should know about order cialis online without formula? As sure as a gun, for a lot of men, bringing up the problem in the first place is the toughest step. Men suffer from erectile disfunction need vocational help. Some treatments will include couples therapy. A common class of antidepressants, which include Lexapro may cause problems in bed. There are side effects possible with any type of drug. Like all medicines, Cialis can cause variant undesirable effects. Remember, if you have more questions about Cialis ask your physician.


صفحه ی کنونی: مستشرقین دین پژوهان غربی آشنایی دوره‌هاي شرق شناسي