بهتربن رسانه اما برای غرب

فرستادن به ایمیل چاپ

شايد اولين باري که يک دانشجو لينکي را برايم ايميل کرد تا آتش شور انقلابي‌ام را شعله‌ور کند و مرا به واکنش وادار کند، خيلي نگذشته بود

که ديدم ايميل‌هاي گروهي دست به دست مي‌چرخد و لحظه به لحظه دامنه مخاطبش افزوده مي‌شود؛ ايميلي که حکايت از توهين يک هتاکِ بي‌دين، به يکي از مقدسات در يک صفحه از بي‌کرانه اينترنت مي‌کرد و تشويق برخي از جوانان پاک و مؤمن که جوّي احساسي و عاطفي در دفاع از مقدسات در فضاي مجازي علي‌الخصوص در فيس بوک به راه انداخته بودند و به تدريج خبرش با به به و چَه چَه در وبلاگ‌ها و سايت‌ها منتشر شد.

با ديدن اين اتفاقات نگران‌تر مي‌شدم. چون معلوم بود که اين فضا و يادآوري و تکرار توهين و دفاع مستقيم! و دامن زدن به ماجرا، يعني زمينه‌اي براي تکثير و تشديد توهين‌ها و تغيير روش‌هاي ملحدان و بيماران سخت رواني که (فَزَادَهُم اللهُ مَرَضا).[1] اين نکته را نمي‌خواستم اين‌جا و يا در تلويزيون و منابر به صورت عمومي بگويم، لذا در کلاس‌هايم نظرم را همان موقع گفتم و اجمالا مخالفتم را بيان کردم. اما ظاهرًا ناچاريم اين تذکر لازم و ضروري را به صورت عمومي بيان کنيم.
اين‌که مُد شده هر کس از جديدترين بيانات يک ديوانه بي‌خرد، زودتر اطلاع داشته باشد، از سايرين،  مؤمن‌تر و انقلابي‌تر است، از يک سو، مؤمنين را در «مسابقه زودتر باخبر شدن و سريع اعلام کردن موارد مشابه» مي‌اندازد و از سويي بهترين فرصت و قوي‌ترين رسانه رايگان را براي چهره شدن و جهاني شدن يک ديوانه مهيا مي‌کند. وقتي اروپا تمام ظرفيت تبليغي خود را پاي دفاع از يک زن بدکاره قاتل مي‌آورد،  پس براي تبليغ از چند ديوانه بي‌دين هم جا هست!... البته اگر ما دست به دست هم دهيم و نام او را بر سر زبان‌ها بياندازيم و به سرعت از يک ناشناسِ بيمار، يک چهره معروفِ مخالف جمهوري اسلامي و مخالف شيعه بسازيم و چالشي به چالش‌هايمان اضافه کنيم!
در زمان تهديد آن کشيش ديوانه آمريکايي، در برنامه زنده «اين شب‌ها» نظرم را بيان کردم و از رسانه ملّي و کارشناسان درخواست کردم که «نام اين فرد را نياوريد. او را عَلَم و معروف جلوه ندهيد ـ چون معروف نيست ـ و آدرس کليساي کوچک او را ندهيد. چون تمام اين بازي موهن را درآورده فقط براي ديده شدن و کسب امتياز در آمريکا و غرب. او را تحقير کنيد و از دانستن نامش يا فاميلي او تجاهل کنيد! براي او گزارش خبري نسازيد.» اما شهوتِ عجيب و غريب «خود برتر جلوه دادن» و خود را آشنا به هفت ميليارد سکنه زمين نشان دادن، در بسياري از چهره‌ها هست و به مدد همين گوگلِ کذا و کذا تمام جزيياتي را که خودشان مي‌خواهند، فرد به دست مي‌آورد و با مباهات براي ديگران بيان مي‌کند و خلق‌الله هم مي‌گويند: «به به، چقدر فلاني دشمن شناس است.» واقعاً بايد از اين بي‌تدبيري‌ها احساس خطر کرد.
کسي انکار نمي کند که دفاع نادرست و روش‌هاي ناصحيح و هيجاني، راه‌کار مناسب و مدبرانه‌اي براي مقابله نيست. اما مشکل اين‌جاست که از کجا معلوم که اين روش درست است يا آن روش؟! و ظاهراً تنها چاره آزمون و خطاست! و متأسفانه هزينه اين آزمون و خطاها را، که قابل محاسبه هم نيست، کسي به عهده نمي‌گيرد و اگر هم به عهده بگيرد آيا قابل جبران است؟!
متحيّرم که چرا همه سربازان اين «خط آتش» به اختيار عمل مي‌کنند و از ديگران انتظار پيروي و تأييد و همراهي دارند! مگر اهالي اين جبهه با فرمانده خود قطع ارتباط‌اند؟! اگر گروهي از لشکر توحيد از فرمانده خود و سلسله مراتب فرماندهي انتظار تبعيت و همراهي داشته باشند، حافظه تاريخي ما آن‌ها را نهرواني مي‌نامد، نه شُرطَةُ الخَميس!
چرا اين نوع واکنش‌هاي ناصحيح تقبيح نمي‌شود؟! آيا اين روش‌ها مثلاً همين اطلاع‌رساني‌هاي سايت‌هاي تحليلي ـ خبري يا ايميل‌هاي گروهي فوري و يا همين دهه گرفتن‌هاي اينترنتي در کنترل اين موارد تأثير داشته؟!
جسارتاً پيشنهاد مي‌کنم:
۱. خوب است ماده‌513 قانون مجازات اسلامي را بخوانيد: «هركس به مقدسات اسلام و يا هر يك از انبياي عظام يا ائمه طاهرينD، يا حضرت صدّيقه طاهرهB اهانت نمايد، اگر مشمول حكم سابّ النبي باشد اعدام مي‌شود و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد.» و فهرست محتواي مجرمانه، موضوع ماده۲۱ قانون جرايم رايانه‌اي را هم ببينيد. همه تمهيدات قانوني براي کنترل و مديريت اين موارد در قانون پيش‌بيني شده است، فقط بايد سطح انتظار و توقع اجتماعي از دستگاه‌هاي نظارتي و قضايي ارتقا پيدا کند.
۲. اگر کسي اين‌گونه موارد را براي شما ارسال کرد،  از مراجعه و ديدن لينک آن مطلب جدّا خودداري کنيد، حتي اگر دوست صميمي شما برايتان نوشته باشد: «ببين چه توهين‌هايي کرده!» و يا «ببين چه شبهاتي وارد مي‌کنند!» جنگ کليک‌ها و امتيارات فيس بوکي و الِکسايي و... است و کسب رنکينگ‌هاي مجازي و سياسي ـ اجتماعي پياده نظام صف دشمن است!
۳. اگر اين نوع موارد را که کم هم نيستند درجايي ديديد، آدرس مطلب آن را براي دوستان‌تان ارسال نکنيد!
۴. و حتما آدرس آن صفحه را جهت پيگيري و اقدام قضايي خردمندانه و دور از هياهو به مراجع قانوني گزارش دهيد و بدانيد که بعد از آن هيچ مسئوليتي در قبال اطلاع‌رساني نداريد!
۵. اگر در جمع خانواده و دوستان در اين خصوص صحبت شد، تجاهل و تغافل کنيد و با ذکر تبرّي از دشمنان اسلام و بي اهميت دانستن اين اتفاقات، محترمانه درخواست کنيد موضوع گفتگو عوض شود.
۶. فراموش نکنيم انتشار اين نوع اخبار از مصاديق اشاعه فحشا و معصيت است.
۷. هر چند همه دلايلم را بيان نکردم، اما از شما درخواست مي‌کنم در اين باره دقيق‌تر تأمل و تفکر کنيد.
۸. مراقب سلامت روح لطيف و پاک خودتان باشيد و اگر چنين مواردي را ديده‌ايد يا خوانده‌ايد، خود را دلداري بدهيد که هرچند خدا هميشه دشمن داشته و دارد، اما «الاسلامُ يَعلُو وَ لا يُعلَي عَليه»[2] و بدانيد که سالها و قرن‌ها بدترين جسارت‌ها به انبيا و ائمه سلام الله عليهم اجمعين شد، اما اسلام زنده است و رو به گسترش و توسعه. چه جسارتي بالاتر از شهادت امام حسين عليه السلام و اسارت اهل بيتش. اما ببينيد اين اسلام و امام حسين عليه السلام  است که زنده است و حيات بخش!
نکته آخر آن که نقش اختلالات حادّ رواني در اين گونه رفتارهاي هنجارشکن، بايد جدّي‌تر تلقّي شود. ارتباط روشن برخي اختلالات سايکوتيک[3] با برخي معضلات سياسي ـ اجتماعي و اجتماعي ـ فرهنگي را نمي‌شود انکار کرد و لزوم توجه و بررسي موضوع از ناحيه نظام خيلي ضروري به نظر مي‌رسد، تا همه با هم بتوانيم با تحليلي روشن و غير ژورناليستي از زمينه‌هاي بروز اين نوع رفتارهاي خشم‌آلودِ ملحدانه، به مديريت زمينه‌هاي بروز آن بپردازيم.



--------------------------------------------------------------------------------

*. نماينده جامعه روحانيون در هيئت منصفه متبوعات.
[1].سوره بقره،10.
[2].يعني اسلام برتري مي‌يابد و چيزي بر آن تفوق و برتري نمي‌يابد.
[3].نوعي اختلال عصبي و رواني.


 


صفحه ی کنونی: صفحه اصلی