نقدی بر قواعد ظهور

فرستادن به ایمیل چاپ

نظر شما درباره کلمات جناب آقای پناهیان پیرامون محاسبه علمی زمان ظهور و قواعد ظهور که در شب عاشورا در حسینیه امام خمینی در محضر رهبر معظم انقلاب چیست؟ آیا به نظر شما این مطالب مورد پذیرش حضرت آقا است؟ آیا شما این مطالب را قبول دارید؟

با تشکر از ارتباط شما، روش حقیر این نیست که در مورد هر سخنی اظهار نظر کنم، اما با توجه به درخواست شما و همچنین با توجه به محتوای مطالب و مکانی که این مباحث در آنجا مطرح شده است، نکاتی را عرض می کنم.
الف) جناب حجت الاسلام پناهیان یکی از سخنوران و مبلغان دینی است که از فرزندان جبهه و دفاع مقدس بوده و دغدغه دین و انقلاب را دارد. شخصیت ایشان ورای مطالبی که مطرح کرده است قابل احترام می باشد.
ب) اینکه مطلبی در محضر رهبر معظم انقلاب مطرح می شود به این معنا نیست که حتماً مورد قبول ایشان نیز هست. دیدگاه و نظر ایشان در مورد مسائل مختلف به ویژه مباحث دینی را باید از فرمایشات ایشان استفاده کرد. ایشان در جمع اساتید، فارغ التحصیلان و دانش پژوهان مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم در تاریخ 18/4/1390 بیان جامعی داشتند که به بخشی از آن اشاره می کنم:
«مسئله انتظار هم كه جزء لاينفك مسئله مهدويت است، از آن كليد واژه هاى اصلى فهم دين و حركت اساسى و عمومى و اجتماعى امت اسلامى به سمت اهداف والاى اسلام است؛ انتظار؛ انتظار يعنى ترغب، يعنى مترصد يك حقيقتى كه قطعى است، بودن؛ اين معناى انتظار است. انتظار يعنى اين آينده حتمى و قطعى است....
اين انتظار، تكليف بر دوش انسان مي گذارد. وقتى انسان يقين دارد كه يك چنين آينده اى هست؛ همچنانى كه در آيات قرآن هست: «و لقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر انّ الارض يرثها عبادى الصّالحون. انّ فى هذا لبلغا لقوم عابدين» - مردمانى كه اهل عبوديت خدا هستند، مي فهمند - بايد خود را آماده كنند، بايد منتظر و مترصد باشند. انتظار لازمه اش آماده سازى خود هست. بدانيم كه يك حادثه بزرگ واقع خواهد شد و هميشه منتظر باشيد.
هيچ وقت نمي شود گفت كه حالا سالها يا مدتها مانده است كه اين اتفاق بيفتد، هيچ وقت هم نمي شود گفت كه اين حادثه نزديك است و در همين نزديكى اتفاق خواهد افتاد. هميشه بايد مترصد بود، هميشه بايد منتظر بود.
انتظار ايجاب مي كند كه انسان خود را به آن شكلى، به آن صورتى، به آن هيئت و خُلقى نزديك كند كه در دوران مورد انتظار، آن خُلق و آن شكل و آن هيئت متوقّع است. اين لازمه انتظار است. وقتى بناست در آن دوران منتظَر عدل باشد، حق باشد، توحيد باشد، اخلاص باشد، عبوديت خدا باشد - يك چنين دورانى قرار است باشد - ما كه منتظر هستيم، بايد خودمان را به اين امور نزديك كنيم، خودمان را با عدل آشنا كنيم، آماده عدل كنيم، آماده پذيرش حق كنيم. انتظار يك چنين حالتى را به وجود مى آورد.
يكى از خصوصياتى كه در حقيقتِ انتظار گنجانده شده است، اين است كه انسان به وضع موجود، به اندازه پيشرفتى كه امروز دارد، قانع نباشد؛ بخواهد روز به روز اين پيشرفت را، اين تحقق حقايق و خصال معنوى و الهى را در خود، در جامعه بيشتر كند. اينها لوازم انتظار است.
از كارِ عالمانه و همراه با دقت در مسئله انتظار و مسئله دوران ظهور نبايد غفلت كرد. و از كارِ عاميانه و جاهلانه بشدت بايد پرهيز كرد. از جمله چيزهائى كه مي تواند يك خطر بزرگ باشد، كارهاى عاميانه و جاهلانه و دور از معرفت و غير متكى به سند و مدرك در مسئله مربوط به امام زمان (عجّل‌اللَّه تعالى فرجه الشّريف) است، كه همين زمينه را براى مدعيان دروغين فراهم مي كند. كارهاى غيرعالمانه، غيرمستند، غير متكى به منابع و مدارك معتبر، صرف تخيلات و توهمات؛ اينجور كارى مردم را از حالت انتظار حقيقى دور مي كند، زمينه را براى مدعيان دروغگو و دجال فراهم مي كند؛ از اين بايستى بشدت پرهيز كرد.
در طول تاريخ مدعيانى بودند؛ بعضى از مدعيان هم همين چيزى كه حالا اشاره كردند، يك علامتى را بر خودشان يا بر يك كسى تطبيق كردند؛ همه‌ى اينها غلط است. بعضى از اين چيزهائى كه راجع به علائم ظهور هست، قطعى نيست؛ چيزهائى است كه در روايات معتبرِ قابل استناد هم نيامده است؛ روايات ضعيف است، نميشود به آنها استناد كرد. آن مواردى هم كه قابل استناد هست، اينجور نيست كه بشود راحت تطبيق كرد... اينها غلط است، اينها كارهاى منحرف‌كننده است، كارهاى غلط انداز است. وقتى انحراف و غلط به وجود آمد، آن وقت حقيقت، مهجور خواهد شد، مشتبه خواهد شد، وسيله گمراهى اذهان مردم فراهم خواهد شد.
لذا از كارِ عوامانه، از تسليم شدن در مقابل شايعات عاميانه بايستى بشدت پرهيز كرد. كارِ عالمانه، قوى، متكى به مدرك و سند، كه البته كار اهل فنِ اين كار است، اين هم كار هر كسى نيست، بايد اهل فن باشد، اهل حديث باشد، اهل رجال باشد، سند را بشناسد، اهل تفكر فلسفى باشد؛ بداند، حقايقى را بشناسد، آن وقت مي تواند در اين زمينه وارد ميدان شود و كار تحقيقاتى انجام دهد. اين بخش از كار را هرچه ممكن است، بيشتر بايد جدى گرفت تا راه ان‌شاءاللَّه براى مردم باز شود؛ هرچه دلها با مقوله‌ى مهدويت آشنا شود و انس پيدا كند و حضور آن بزرگوار براى ما، ما مردمى كه در دوران غيبت هستيم، محسوستر شود و بيشتر حس كنيم و رابطه بيشتر داشته باشيم، اين براى دنياى ما و براى پيشرفت ما به سمت آن اهداف بهتر خواهد بود».
ج) تأملاتی در کلمات جناب حجت السلام پناهیان؛
مطالب اصلی کلمات ایشان در سه محور اساسی قرار گرفته است که بر یکدیگر مترتب هستند: محاسبه عقلانی زمان ظهور، قواعد ظهور، آخرین وظایف منتظران. لازم پیرامون هریک مطالبی را عرض کنم.
1-    محاسبه عقلانی زمان ظهور؛ ایشان با توجه به تحولات اخیر به ویژه جنگ غزه می گوید:
«یک محاسبه عقلانی بکن، اینکه پیشگویی و غیبگویی نیست، قواعد ظهور را نگاه کن، چند سال دیگر کار تمام می شود؟ یک محاسبه بکن، یک آمار بکش، نمودار پای تخته بکش، امکانات، رشد ما، قدرت دشمن، شکستن در مفابل ما، نمودار که کاری ندارد، می توانی سرانگشتی حساب کنی، نه اینکه می توانی وقت دقیق را اعلام کنی.
2- الان شما نگاه کنید خدا شاهده ظهور قابل پیش بینی است. بروید روایات قواعد ظهور را بخوانید، من به حوادث ظهور کاری ندارم، قواعد ظهور را، یعنی می فرماید ظهور رخ می دهد که غربال بشوند همه، وقتی ظهور رخ می دهد که خلاء تئوریک در عالم پدید می آید، وقتی ظهور رخ می دهد که قومی مقدمه ساز باشند. کدامش محقّق نشده؟ محاسبه کنیم. دیگر از دعا گذشته، البته دعا هنوز هم مؤثر است.
ایشان با توجه به روایت اصلاح امور در یک شب می گوید:
پس کی می خواهد باشد؟ بله من دارم حسّ ظهور را تقویت می کنم، حسّ نزدیک بودن ظهور را بر اساس محاسبه عقلانی.
3- آخرین وظایف منتظران باید گوشزد بشود... نه به طور کلی از وظایف منتظران سخن بگوییم.
بحث محاسبه زمان ظهور:
در مورد محاسبه زمان ظهور باید توجه داشت ما مجموعه مهمی از روایات داریم که شیعیان را از توقیت برای زمان ظهور منع کرده و تعیین وقت کنندگان را کذاب خوانده اند.
شخصی از امام باقر علیه السلام سؤال کرد: آیا برای این امر وقتی هست؟ حضرت فرمود: «كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ كَذَبَ الْوَقَّاتُونَ كَذَبَ الْوَقَّاتُون‏». (بحارالانوار، ج52، ص103)
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) در توقیعی به نایب دوم فرمودند: «أَمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللَّهِ وَ كَذَبَ الْوَقَّاتُون‏» «اما هور فرج پس به درستی که به دست خداست و وقت گذاران دروغ می گویند». (بحارالانوار، ج52، ص111)
در بحث تعیین وقت دو نکته مورد توجه است. یکی اینکه آیا تعیین وقت امکان دارد؟ آیا مراد نهی از تعیین وقت، وقت دقیق گفتن است به روز و ماه و سال، یا شامل تعیین وقت حدودی نیز می شود؟
مطلب دیگر این است که اصولا امامان معصوم از شیعیان می خواهند وارد چنین فضایی نشوند. خواست پیشوایان بزرگوار دین این است که شما به وظیفه خود عمل کنید و بدانید در صورت عمل به وظیفه در خیمه امام خویش قرار دارید.
امام صادق علیه السلام فرمود: «يَا فُضَيْلُ اعْرِفْ إِمَامَكَ فَإِنَّكَ إِذَا عَرَفْتَ إِمَامَكَ لَمْ يَضُرَّكَ تَقَدَّمَ هَذَا الْأَمْرُ أَوْ تَأَخَّرَ وَ مَنْ عَرَفَ‏ إِمَامَهُ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ يَقُومَ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ كَانَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ كَانَ قَاعِداً فِي عَسْكَرِه‏»؛ «ای فضیل! امامت را بشناس، پس اگر امامت را شناختی به تو ضرر نمی رسد این امر جلو بیفتد یا عقب بیفتد، پس کسی که امامش را بشناسد و قبل از قیام صاحب این امر بمیرد مانند کسی است که در لشگر حضرت قرار دارد». (بحار الأنوار، ج‏52، ص142)
جابر جعفى روايت مي كند: بعد از خاتمه اعمال حج، با جمعى خدمت امام محمد باقر (علیه السلام) رسيديم و با حضرتش وداع نموديم و عرض كرديم: يا ابن رسول اللَّه وصيتى به ما بفرمائيد! فرمود: اقوياى شما به ضعفا كمك كنند. و اغنياى شما از فقرا دلجوئى نمايند، و هر مردى از شما برادر دينيش را مانند خود نصيحت كند (آنچه براى خود مي خواهد براى او نيز بخواهد) و اسرار ما را از نااهلان مخفى داريد، و مردم را بر گردن هاى ما مسلط نكنيد، به گفته هاى ما و آنچه از ما به شما مي رسانند توجه كنيد، اگر ديديد موافق قرآن است، آن را بپذيريد، و چنانچه آن را موافق قرآن نيافتيد، از نظر بياندازيد (يعنى اگر موافق قرآن بود كلام ماست و گر نه از ما نيست و مجعول است). و اگر مطلب بر شما مشتبه گشت، در باره آن تصميمى نگيريد و آن را به ما عرضه داريد تا همان طور كه براى شما بيان كرده اند تشريح كنيم اگر شما چنين بوديد كه به شما سفارش كرده ايم و از اين حدود تجاوز نكنيد و پيش از ظهور قائم ما كسى از شما بميرد شهيد از دنيا رفته است. (بحار الأنوار، ج‏52، ص122)
علمای دین و سرپرستان جامعه شیعه نیز با پیروی از فرمایشات اهل بیت، سعی داشتند معرفت مردم به دین و اهل بیت را بالا برده و آنان را در مسیر عمل به وظایف دینی خود قرار دهند. امام راحل عظیم الشأن و خلف صالح و شایسته ایشان رهبر معظم انقلاب نیز همین شیوه را ادامه دادند. ما در کلمات ایشان سخنی پیرامون نزدیکی و محاسبه ظهور و شبیه اینگونه کلمات که به گونه ای مردم را تهییج کرده و فضای انتظار را ملتهب کند، نشنیده ایم؟
بحث قواعد ظهور
ایشان سخن از قواعد ظهور کرده و آن را مستند به روایات دانسته است. باید دانست عموم معارف مهدویت مانند غیبت، فواید امام غایب، علایم ظهور دارای عنوانی مشخص در روایت هستند، ولی در روایات عنوان و بحثی پیرامون قواعد ظهور نیامده است.
بله با تکیه بر عمومات و برخی روایات دینی و مهدوی و همچنین علم و دانش بشری می توان عناوینی را در نظر گرفت مثل شرایط ظهور. از سنت های عام و قوانین فراگیر عالم هستی این است که هیچ پدیده ای بدون اسباب و شرایط تحقق پیدا نمی کند (هرچند آدمی از آنها آگاه نباشد). قیام امام مهدی علیه السلام نیز مانند هر انقلاب و هر حادثه ای، دارای شرایط و زمینه هایی هست. در روایات نیز به برخی از این زمینه ها مانند وجود یاران اشاره شده است.
سدير صيرفي می ¬گويد: بر امام صادق علیه السلام داخل شدم و گفتم: ‏«به خدا سوگند! اكنون زمان نشستن شما نيست [بلکه بايد قيام کنيد]‏». امام فرمود: ‏«چرا ‌اي سدير؟‏» گفتم: ‏«به سبب فراواني دوستداران، پيروان و ياوران شما. به خدا سوگند! اگر اميرالمؤمنين علی علیه السلام به اندازه شما پيرو و ياور و دوستدار داشت، هرگز تيم [ طايفه ابوبکر] و عدي [طايفه عمر]) در]خلافت[ او طمع نمي‌كردند». امام فرمود: ‏«چقدر هستند؟‏» سدير پاسخ داد: ‏«صد هزار نفر‏». امام فرمود: ‏«صد هزار؟‏» سدير عرض كرد: ‏«بله و بلكه دويست هزار‏». امام فرمود: ‏«دويست هزار؟‏» سدير عرض کرد:‏« بله و نصف دنيا‏». امام سکوت کرد و از من خواست با او به خارج مدينه رفتيم. به جواني چوپان نگاه کرد و فرمود: به خدا قسم اگر براي من، شيعياني به تعداد اين بزغاله ها بود، مجال نشستن نداشتم [بلکه قيام می کردم[‏». سدير می گويد:‏« آنها را شمردم؛ هفده عدد شد. (اصول کافي، ج 2، ص 242، ح4)
همچنین در روایات ظهور امام مهدی علیه السلام آمده است که در زمان ظهور ایشان، ظلم و ستم شایع و فراوان است. البته این سخن به این معنا نیست که ظلم و فساد یکی از شرایط ظهور است زیرا لازمه این سخن آن است که کسانی که طالب ظهورند برای تحقق هر چه زودتر آن به این شرط یعنی ظلم و فساد دامن بزنند و یا حدّاقل جلوی آن را نگیرند. و بطلان این سخن با توجه با تناقض آن با نصّ قرآن کریم و روایات گوناگون دینی و همچنین عقل سلیم روشن است. بلکه مراد این است زمانی که شرایط ظهور فراهم شد و خداوند اذن ظهور را دادند، در این زمان ظلم و فساد نیز فراوان است، تقارن دو پدیده با شرط بودن یکی برای دیگری تفاوت دارد. برای روشن شدن این تفاوت به مثال زیر دقت کنید:
من به شرطی به مسافرت می روم که هوا سرد باشد.
من زمانی که به مسافرت می روم هوا سرد است.
در مثال اول سردی هوا شرط سفر است و لذا اگر هوا سرد نباشد قطعا سفری نیز نخواهد بود؛ در حالی که در مثال دوم سفر برای خودش شرایطی دارد که با فراهم شدن آنها سفر اتفاق می افتد، البته هنگامی که این شرایط فراهم می شود هوا نیز سرد است.
اکنون باید دید مراد ایشان از قواعد ظهور چیست. اگر مراد ایشان همان شرایط ظهور است که ما هم اصل وجود شرایط را می پذیریم، به ایشان عرض می کنیم: اولا شما از کجا به همه شرایط ظهور آگاه شده اید؟ ثانیا از کجا به این نتیجه قطعی رسیدید که همه شرایط فراهم شده است؟ آيا در طول تاريخ حركت هايي رخ نداد، و بعد معلوم شد هنوز آن آمادگي واقعي نبوده است؟ یک بار دیگر روایت سدیر صیرفی را که از اصحاب امام صادق علیه السلام بود مرور کنید.
آیا زمان امام صادق علیه السلام نیز آبستن حوادث و رویدادها نبود؟ فشار شدید بنی امیه، فاصله طبقاتی، خلاء تفکر و اندیشه ناب، وجود افرادی که خود را یار و یاور امام می دانستند... و چندی قبل زید فرزند امام سجاد علیه السلام قیام کرد و به شهادت رسید، مدتی کوتاه بعد نیز حسین شهید فخ قیام کرد و با همه یارانش به شهادت رسید. تازه اینها فقط به عنوان عمل به وظیفه و مبارزه با ظلم قیام کرده بودند.
مناسب است یک بار دیگر روایت مرد خراسانی و تنور را مرور کرده و به کلام پایانی امام معصوم دقت کنیم. سهل‌ بن‌ حسن‌ خراساني به امام ‌صادق علیه السلام عرض‌ كرد:‏ «چه‌ چيز شما را واداشته ‌تا آن ‌كه ‌از حق‌ مسلّمِ خويش‌ ]حكومت[ باز بنشينيد؟ در حالي‌ كه ‌صد هزار شيعه ‌پا در ركاب ‌و شمشيرزن ‌در اختيار شما است؟‏» امام‌ صادق علیه السلام دستور داد تنور آتش ‌را روشن ‌كنند. وقتي ‌شعله‌ آتش ‌برافروخته ‌شد، حضرت به ‌او دستور داد ‌وارد تنور شود. او كه ‌گمان ‌كرده ‌بود امام از سخنانش ‌غضبناك ‌شده ‌و قصد مجازاتش ‌‌را دارد، عرض‌ می كند: ‏«آقا! مرا ببخشيد و به آتش‌ عذابم‌ نكنيد‏». در همين ‌وقت، هارون‌ مكّي ‌در حالي ‌كه ‌كفش هايش ‌را به ‌دست ‌گرفته ‌بود؛ وارد می شود و خدمت ‌امام ‌خويش ‌سلام ‌عرض ‌می كند. حضرت ‌بدون ‌هيچ ‌مقدّمه ای ‌به ‌او می فرمايد:‏«كفش هايت ‌را بگذار و درون ‌تنور بنشين‏». هارون ‌مكّی نيز بدون ‌هيچ گونه ‌درنگ ‌و پرسشي، اين‌كار را انجام ‌می دهد. امام در اين ‌حال ‌به ‌گفت و شنودِ خود با مرد خراساني‌ ادامه ‌می دهد و مطالبی را درباره ‌خراسان ‌به ‌او می فرمايد كه ‌گويي از نزديك‌ در جريان ‌آن‌ها بوده ‌است. پس ‌از آن، رو به ‌سهل ‌بن ‌حسن ‌خراساني ‌كرده ‌و می فرمايد: ‏«برخيز و داخل تنور را بنگر‏‏». او می گويد: ‏«هنگامی ‌كه ‌به ‌درونِ آتشِ در حال ‌زبانه ‌كشيدن ‌نگاه ‌كردم، هارون ‌را در حالي ‌ديدم ‌كه ‌چهار زانو نشسته ‌بود‏».‏ در اين ‌وقت ‌امام ‌صادق علیه السلام از مرد خراساني‌ می پرسد: ‏«در خراسان، چه ‌تعداد مثل ‌اين ‌شخص‌ می شناسي؟‏» سهل ‌در پاسخ ‌می گويد: ‏«به ‌خدا قسم! يك‌ نفر هم ‌اين گونه ‌نداريم‏‏‏‏‏‏‏». ‌حضرت ‌فرمود: ‏« آگاه ‌باش! ما زماني ‌كه ‌پنج ‌تن ‌ياور و كمك‌كار پيدا نكنيم، قيام‌ نمی كنيم. ما آگاه تريم‌ كه ‌وقت‌ قيام ‌چه ‌زمان ‌است. (بحارالانوار، ج‌47، ص‌123 – 124)
به راستی ایشان از کجا فهمیدند که غربال گری به پایان رسیده و یا در شُرُف اتمام است؟
بحث آخرین وظایف منتظران
مراد ایشان از آخرین وظایف منتظران چیست؟ ایشان به پشتوانه کدام متن دینی وظایف را زمان بندی کرده ؟ آیا دیگر معرفت امام لازم نیست یا آنکه مردم و منتظران از معرفت امام سیراب شده اند؟ آیا دیگر زمان تقوا و دین داری گذشته یا آنکه عموم منتظران در درجات بالای تقوای الهی قرار گرفته اند؟ محاسن اخلاق و مکارم انسانی و سایر وظایف منتظران که از منظر ایشان کلی وظایف نام برده شده، چطور؟
اميدواريم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال ظهور آن حضرت را هرچه نزديكتر كند، ما را جزو ياران آن بزرگوار، هم در غيبتش، هم در حضورش قرار بدهد و ان‌شاءاللَّه ما را جزو مجاهدانِ در كنار آن بزرگوار و شهيدشدگان در ركاب آن بزرگوار قرار بدهد.

 

مهدی یوسفیان


صفحه ی کنونی: صفحه اصلی